*رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کنترک من خراب شبگرد مبتلا کن*ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنهاخواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن*از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتیبگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن* ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیدهبر آب دیده ما صد جای آسیا کن* خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارابکشد ، کسش نگوید :" تدبیر خونبها کن"* بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشدای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن*دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشدپس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟*در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدمبا دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن* گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرداز برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن

/ 0 نظر / 3 بازدید