فرياد

moshiri_resize.jpg

مشت مي كوبم بر در
پنجه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم:
- آري!
با شما هستم!
اين درها را باز كنيد!
من به دنبال فضايي مي گردم:
لب بامي،
سركوهي،
دل صحرايي
كه در آنجا نفسي تازه كنم،
آه!
مي خواهم فرياد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا بايد اين داد كند
از شما «خفته ي چند»!
چه كسي مي آيد با من فرياد
كند؟
/ 0 نظر / 8 بازدید