پدرم وقتی که هیچ کس انتظارش را نداشت پرواز کرد

در زمستان ٨٨ زمانی که تازه احساس دوباره پدر داشتن پس از پدر شدن شکوفا شده بود، زمانی که پس از دو سال و نیم شندین صدای ناله های پدر، شاهد خنده های او بودیم؛

و من نمیدانستم چرا پدر مرا هنگام خداحافظی تا دم در بدرفه کرده بود و تا آخر کوچه همچنان نگاهش به من بود،در روز ٢٢ دی ماه ساعت ٢ بعد از ظهر، یک ساعت قبل از برگشتن من،پدرم معصومانه پرواز کرد.

و من سیاه پوشیدم.

یادش گرامی و آخرین نگاهش تا آخر عمر در ذهن من باقی.....

 

/ 2 نظر / 23 بازدید
سیمین

پرنده رفتنیست پرواز را به خاطر بسپار