دل ديوونه

دل نازک من

ای دل کوچولو

ای فتاده از بلندیهای این شهر دور

کیست که تو را میبرد اینگونه به انتهای گور

چه میشود تو را

دل کوچولو

مبهم و بی انتها ایستاده ای میان سینه من

دیریست که محکم گرفتست به دل کینه من

 هوای رفتن است که میخورد هر سحر به صورت من

---نکته:باید برم بخوابم

م.ادب

/ 1 نظر / 9 بازدید
سيمين

برو بخواب