سکوت و من

اگر فریادی سر دهم

برفراز اندوهی که می شناسم
و اسراری که می دانم
مطمئنم که کسی هست که این بار را
با من به اشتراک گذارد .
ما هر دو شبیه همیم سکوت و من !   فرصتی خواهیم تا در مورد امور گپ زنیم حتما راهی پیدا خواهد شد . هنگامی که کودکان خندیدند همیشه از لبخندشان می ترسیدم ! پس چشمانم را بستم تا دیگر نور را نبینم و صدا را پنهان کنم .

 ما هر دو شبیه همیم

سکوت و من !

می شنوم فریاد برگی راکه از درختی بر زمین می ریزد. انعکاس اصواتی که مرا می خوانندو کسی که اینجا نیست ! ما هر دو شبیه همیم سکوت و من ! باید با هم گپی بزنیم می دانم که راهی پیدا خواهد شد

 

/ 0 نظر / 5 بازدید