زودتر به این من تنها سری بزن

 


کی می‌رسم به لذت در خواب دیدنت؟
سخت است سخت از لب مردم شنیدنت


هرکس که این ستاره‌ی دنباله دار را
یک قرن پیش دیده زمان دمیدنت –


از مثل سیل آمدنت حرف می‌زند
از قطره قطره بر دل خارا چکیدنت


پروانه‌ها به سوختنت فکر می‌کنند
تک شاخ‌ها به در دل طوفان دویدنت


من ...من ولی به سادگی‌ات، مهربانی‌ات
گه گاه هم به عادت ناخن جویدنت


آخر، انار ِ کوچک ِ هم‌بازی ِ نسیم!
دیگر رسیده‌است زمان رسیدنت


پایین بیا که کاسه‌ی دریوزگی شده‌ست
زنبیل من به خاطر از شاخه چیدنت


یا زودتر به این من تنها سری بزن
یا دست کم اجازه بده من به دیدنت...

/ 0 نظر / 8 بازدید