شب بی تو
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦ : توسط : مجتبی ادب
شب بي تو.. شب حسرت.. شب يلداي بيداري..
شب در خود فرو رفتن ..شب از خويش بيزاري..
شبي كه ماه در خوابه.. همه عالم سيه پوشه..
ستاره ها فرو مردن ..شبي بي روح و خاموشه..
ببار اي آسمون امشب.. ببار و سر كن آهنگي..
بجز گريه گريزي نيست ...از اين زندون دلتنگي..
بنال و گريه كن اي دل ..كه اين غم با تو ميمونه..
از اين پس قصه تلخم .......شباهنگي نميخونه...
سكوت در لحظه ها جاري.. من و كابوس تنهايي...
غرير وحشت از خويشم ...چه طوفاني چه دريايي...
هنوز از من تو ميرويي ..در اين شبهاي پژمردن...
هنوزم از تو ميخونم.. هزاران خاطره در من.....