دل ديوونه
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦ : توسط : مجتبی ادب

دل نازک من

ای دل کوچولو

ای فتاده از بلندیهای این شهر دور

کیست که تو را میبرد اینگونه به انتهای گور

چه میشود تو را

دل کوچولو

مبهم و بی انتها ایستاده ای میان سینه من

دیریست که محکم گرفتست به دل کینه من

 هوای رفتن است که میخورد هر سحر به صورت من

---نکته:باید برم بخوابم

م.ادب